
هوش مصنوعی در حال ورود به مرحلهای تازه از تحقیقات علمی است؛ مرحلهای که در آن مدلهای هوش مصنوعی تنها برای تحلیل اطلاعات یا پاسخ به پرسشهای پژوهشی استفاده نمیشوند، بلکه میتوانند در شناسایی پدیدههای ناشناخته نیز نقش داشته باشند. در تازهترین نمونه، شرکت Anthropic اعلام کرده است که هوش مصنوعی Claude هنگام بررسی حجم عظیمی از دادههای ژنتیکی، به یک سیستم زیستی ناشناخته در DNA باکتریوفاژها پی برده است.
این سیستم که Anthropic آن را ART یا Array-Associated Reverse Transcriptases نامیده، در اطراف آنزیمهایی از خانواده «رونوشتبردار معکوس» یا Reverse Transcriptase شناسایی شده است. این آنزیمها بهطور کلی در فرایند تبدیل RNA به DNA نقش دارند. ویژگی جالب ART وجود مجموعهای از توالیهای DNA تکرارشونده و منظم در کنار یک ژن مرتبط با این آنزیم است. ساختار این توالیهای تکراری شباهتهایی به آرایههای موجود در سیستم CRISPR دارد؛ موضوعی که باعث شده پژوهشگران توجه ویژهای به آن نشان دهند.
فرایند کشف نیز اهمیت زیادی دارد. به گفته Anthropic، Claude برای جستوجوی سیستمهای زیستی ناشناخته در مجموعههای بسیار بزرگ از توالیهای DNA به کار گرفته شد. عاملهای هوش مصنوعی دادهها را بررسی کردند، الگوهای غیرعادی را پیدا کردند، نتایج را با سیستمهای شناختهشده مقایسه کردند و برای توضیح احتمالی این الگوها فرضیههایی ساختند. در یکی از این مراحل، یک عامل متوجه شد که در نزدیکی یک ژن رونوشتبردار معکوس، آرایهای از توالیهای تکراری با فاصلههای منظم قرار گرفته است. بررسیهای بعدی این الگو را به عنوان یک سیستم زیستی متمایز مورد توجه قرار داد.

بررسیهای آزمایشگاهی اولیه نیز نشان دادهاند که این آرایهها میتوانند به مجموعهای از RNAهای کوتاه و مجزا بیان شوند. این موضوع احتمال میدهد که این RNAها در عملکرد سیستم ART نقش داشته باشند؛ با این حال، دانشمندان هنوز دقیقاً نمیدانند این سیستم چه کاری انجام میدهد و تحقیقات برای مشخص کردن سازوکار آن ادامه دارد. بنابراین نباید ART را در حال حاضر یک فناوری جدید و آماده برای ویرایش ژن دانست. شباهت آن به CRISPR بیشتر به ساختار تکرارشونده آن مربوط است و به معنای عملکرد یکسان این دو سیستم نیست.
اهمیت این اتفاق بیشتر از آنکه به یک کاربرد پزشکی فوری مربوط باشد، به روش جدید استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات علمی بازمیگردد. سیستمهایی مانند Claude میتوانند حجم بسیار بزرگی از دادههای زیستی را در مدت کوتاهی بررسی کنند و الگوهایی را که ممکن است در روشهای سنتی کمتر مورد توجه قرار گیرند، برای بررسی بیشتر در اختیار دانشمندان قرار دهند.
با این حال، این کشف هنوز باید با تحقیقات مستقل و آزمایشهای بیشتر بررسی شود. گزارش منتشرشده توسط Anthropic یک پیشچاپ علمی است و هنوز فرایند کامل داوری همتا به همتا را پشت سر نگذاشته است. حتی برخی گزارشها اشاره کردهاند که در آزمایشهای تکراری، شناسایی همان آرایه تکراری همیشه با موفقیت تکرار نشده است؛ نکتهای که اهمیت اعتبارسنجی مستقل نتایج را بیشتر میکند. در مجموع، ماجرای ART نمونهای قابل توجه از حرکت هوش مصنوعی از «تحلیل داده» به سمت تولید فرضیه و کمک به کشف علمی است. اگر این روشها در آینده قابل تکرار و مستقلانه تأیید شوند، هوش مصنوعی میتواند به یکی از ابزارهای مهم پژوهشگران برای جستوجو در حجم عظیم دادههای ژنتیکی و کشف سیستمهای زیستی ناشناخته تبدیل شود.
منبع خبر: nytimes

شاهین آقامعلی


پاسخ :